Welcome to EverybodyWiki ! Nuvola apps kgpg.png Log in or create an account to improve, watchlist or create an article like a company page or a bio (yours ?)...

سردار معصوم بگ کریمی بالاوند

از EverybodyWiki Bios & Wiki
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سردار معصوم بگ کریمی (به کردی: سەردار مەسۊم بەگ کەرێمی) معروف به سردار معصوم بگ کریمی بالاوند یکی از خوانین و فعالان لک دوران قاجار و پهلوی بود که در طی سال‌های ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۰ خورشیدی در یک سلسله نبردهای سخت بر علیه حکومت نوپای پهلوی شرکت کرده و به مدت حدود ۵ سال با هنگ کرمانشاه جنگید.

معصوم بگ کریمی
Sardarmasomkarimi.png
سردارمعصوم بگ کریمی بالاوند قبل از دستگیری
زادروز  ۱۲۳۷ خورشیدی
کرمانشاه روستای بانریوند
درگذشت۱۳۵۰ خورشیدی
کرمانشاه
آرامگاهگورستان وادی السلام  قم
محل زندگیروستای بانریوند
ملیتایرانی
نام‌های دیگرسردار معصوم بگ کریمی بالاوند
سال‌های فعالیت۱۲۷۳ تا ۱۳۱۰
نقش‌های برجستهنبرد در کرمانشاه و لکستان
لقبسَردارِ بالاوَند ، شیر بالاوند
دورهقاجار ، پهلوی
مذهبشیعه
منصبخان منطقه بالاوند
همسرصاحبه
فرزندانمحمود بگ
کریم بگ
نقی بگ
والدیننقی بگ

وی ۱۴ سال را در زندان و تبعید گذراند و سپس مدتی بعد از آزادی در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در سن ۱۱۳ سالگی در شهر کرمانشاه درگذشت.

تولد[ویرایش]

سردار معصوم بگ کریمی فرزند نقی بگ از خوانین طایفه لک بالاوند در سال (۱۲۳۷ ه. ش.) در کرمانشاه متولد شد. وی خواندن و نوشتن را توسط معلم سرخانه آموخت، و چون در خانواده ای اشرافی بدنیا آمده بود از همان دوران نوجوانی در بین عشایر و مردم منطقه و حتی در میان خانواده های خوانین غرب کشور به شجاعت و جنگ آوری  شهره شد.[۱]

فعالیت[ویرایش]

در منابع رسمی آمده سردار معصوم بگ در حدود سال های ۱۳۰۵ به دلیل فشار های حکومت به اطرافیانش برای تحریک کردن وی به نبرد و سرکوب کردن او و نیروهای تحت امرش ، با هنگ کرمانشاهان درگیر شد و در طی سلسه نبردهایی نسبتا طولانی با ارتش حکومت نوپای پهلوی جنگید.[۲] اما در این میان نقاط ابهامی نیز وجود دارد که تاکنون کمتر کسی به آن ها پرداخته است. گفته میشود که همسر وی صاحبه قبل از مرگش بارها گفته بود که فشارهای حکومت؛ قبل از به قدرت رسیدن رضا شاه و از اواخر دوران قاجار شروع شده بود. با توجه به این نقل قول به نظر میرسد که حکومت های قاجار و پهلوی از شجره نامه خانوادگی سردار معصوم بگ که از طرف جد پدری به علیمراد خان زند یکی از پادشاهان دودمان زند میرسد آگاه بوده اند و برای از بین بردن یکی از مدعیان احتمالی شاهنشاهی ایران نزدیکانش را دستگیر و زندانی میکرده اند.
همچنین گفته میشود هنگامیکه از سردار معصوم بگ و سپاهش برای پیوستن به شورش سالارالدوله در سال ۱۲۹۸ خورشیدی دعوت به عمل آمد. وی پس از مهمان نوازی شایسته از قاصد داود خان کلهر به اطرافیانش گفت: این شورش راهی جز شکست ندارد. در زمانی که مردم ایران برای استقرار مشروطیت قیام کرده اند چگونه میخواهید استبداد جدیدی را به آنها بقبولانید.[۳] و به این ترتیب از شرکت در لشکر کشی ایلات کرد به تهران امتناکرد. در تاریخ شفاهی منطقه ، مردم هنوز بر این باورند که دلیل بدبینی حکومت به سردار معصوم بگ همین کناره گیری او از شورش سالار الدوله میباشد زیرا این باور را در برخی از حاکمان کرمانشاهان ایجاد کرد که او خود را شاهزاده زند میداند و در حال کشیدن نقشه ای برای تصاحب تاج پادشاهی ایران است.[۱][۴]
همچنین دلیل این بد بینی را میتوان در سیاست دوپهلوی او در برخورد با شورش سالار الدوله دانست. زیرا گفته شده وی علیرغم کناره گیری از پیوستن به شورشیان، هنگامی که ارتش داودخان کلهر در منطقه ماهیدشت و سرونو برای پیوستن خوانین و سپاه لک،لر و زنگنه اردو زد، سردار معصوم بگ برای بدرقه محمود خان اسفندیاری به محل اردوگاه رفته و برای آنها آذوقه و مایحتاج مورد نیاز لشکر را فراهم کرد.[۵] [۶] و این تصور را تقویت میکرد که وی میخواهد محبوبیت خود را میان خوانین و ارتشیانشان دوچندان کند.

درگیری با حکومت قاجار[ویرایش]

در رابطه با درگیری وی با حکومت قاجار اطلاعات زیادی در دست نیست اما آنچه از خاطرات افرادی که در آن دوران زندگی کرده و از نزدیک شاهد قضایا بودند بر می آید که در سال های ۱۲۷۳ فشارها بر نزدیکان سردار شروع میشود و وی در نبردهایی جسته و گریخته با ارتش منطقه درگیر میشود و این اوضاع تا روی کار آمدن حکومت پهلوی همچنان ادامه میابد.

درگیری با حکومت پهلوی[ویرایش]

همانطور که گفته شد سردار معصوم بگ بدلیل فشارهای حکومت بر نزدیکانش و در پی کشته شدن فرزندش کریم بگ در ماجرای دستگیری پسر عمویش توسط هنگ کرمانشاهان ارتشی را از طوایف لک منطقه گرد آورده و حملات نیروهای حکومتی را به بخش سرفیروزآباد و منطقه تحت امرش پاسخ گفت.
گفته میشود به مدت ۴سال در طول این درگیری ها نیروهای سردار هنگ کرمانشاهان را عقب رانده و به دلیل برتری در مواضع استراتژیک و آشنایی با منطقه  ارتش حکومت نتوانست به حوزه تحت حاکمیت او نفوذ کند تا اینکه به دلایلی نامعلوم یک شب خبر میرسد که هنگ به نزدیکی روستای بانریوند رسیده است و سر راه آبادی ها را ویران ساخته و زنان را به اسارت گرفته است. به همین دلیل سردار و نزدیکانش به سرعت روستا را ترک کرده و به کوه مجاور پناه میبرند تا چاره ای برای این مشکل پیدا کنند.[۷] در همین موقع همسر سردار که فرزندش محمود بگ نوزادی شیرخواره بوده قرآنی را به درگاه خانه آویزان میکند و درحالی که ترسیده بود به دل کوه میزند و به منزل سید های یارسان بالا دست پناه میبرد.

دستگیری[ویرایش]

در حوالی سال ۱۳۱۰ و اندکی پس از ورود هنگ کرمانشاهان به روستای بانریوند و تخریب کردن خانه ها، سردار معصوم بگ به دلایلی نامشخص خود را به نیروهای حکومتی تسلیم میکند. گفته شده است درحالی که روز به روز بر شمار نیروهای تحت امر سردار افزوده میشد وی برای نجات اسیرانی که از اهالی منطقه گرفته شده بود به مصالحه با حکومت تن میدهد.
پس از دستگیری دادگاه بدوی حکم اعدام اورا صادر میکند اما مدتی بعد حکم، به حبس ابد تقلیل یافته و اورا در زندان قصر قجر زندانی میکنند.[۷]

دوران حبس و تبعید[ویرایش]

سردار معصوم بگ ۱۴ سال را در زندان قصر، کنار افراد بنامی چون سردار اسعد بختیاری ، دکترتقی ارانی و فرخی یزدی گذراند و از آنجا که مدتی  هم سلولی آنها بود، بین شان دوستی و الفتی شکل گرفت که تا آخر عمر پابرجا ماند.[۸]

در کتاب خاطرات سیاسی دکتر انور خامه ای نام سردار معصوم بگ کریمی در کنار هم سلولی هایش آمده است و از دوستی نزدیک وی با سردار اسعد بختیاری سخن به میان آمده. گفته میشود که در خاطرات سردار معصوم بگ از دوران حبس چگونگی مسموم شدن اسعد بختیاری به دست ماموران زندان به تفصیل شرح داده شده.[۹] 
همچنین کیومرث کریمی نویسنده،محقق و نوه سردار در یادداشتی برای گرد آوری زندگینامه پدر بزرگش نوشته است:صفحه الگو:گفتاورد/styles.css محتوایی ندارد.

پدر بزرگم از آنجایی که قرابت نزدیکی از لحاظ فرهنگی و قومیتی با سردار اسعد بختیاری داشت بیشتر از سایر هم بندی هایش با او معاشرت میکرده، زمانی که کودک بودم از زبان پدربزرگم شنیدم اوایل دوران حبس وقتی اسعد بختیاری باخبر میشود که اورا به قصر قجر آورده اند به استقبالش میرود و اورا برای صرف غذا به سلولش دعوت میکند، روز بعد او نیز در فکر تدارکات دعوت متقابل (بدلیل اینکه پول و امکانات نداشته) احساس شرمندگی میکند ولی ساعتی نمیگذرد که زن و شوهری ناشناس درخواست ملاقات با اورا میدهند و در کمال تعجب از بیرون زندان برایش چند صندوق میوه و طعام می آورند و خیال سردار معصوم بگ را بابت میزبانی از دوستش آسوده میکنند.

کیومرث کریمی در اینباره افزود: صفحه الگو:گفتاورد/styles.css محتوایی ندارد.

به احتمال زیاد سردار اسعد بختیاری چون از شرایط او باخبر بوده خودش آن ملزومات را برای او فرستاده.


سردار معصوم بگ ۱۴ سال بعد از زندان قصر آزاد شده و به شهر مشهد تبعید میشود. وی در آنجا به عنوان خدمه افتخاری حرم امام هشتم شیعیان خدمت میکند و دو سال را نیز در تبعید میگذراند.
مهندس پیام کریمی کرماشانی نویسنده،شاعر و از نوادگان سردار در صفحه شخصی اینستاگرامش در پستی نوشت: صفحه الگو:گفتاورد/styles.css محتوایی ندارد.

زمانیکه در، دانشگاه علم و صنعت مشهد مشغول به تحصیل بودم به بایگانی حرم علی بن موسی الرضا رفتم تا سوابق پدربزرگ پدرم را که مدتی به عنوان خدمه افتخاری حرم خدمت کرده بود در بیاورم . آنجا به داستان جالبی برخوردم در اسناد نوشته شده بود وقتی سردار معصوم بگ دوران تبعیدش را میگذرانده یک عریضه مبنی بر آزاد شدنش، داخل ضریح انداخته است بعد در کمال تعجب روز بعد حکم آزادیش را به مشهد مخابره میکنند. سپس زمانیکه او عازم زادگاهش میشود میفهمد که روز بعد همان عریضه از روی میز قاضی سر درآورده است. در آن سالها امکان نداشته که این نامه به این سرعت از مشهد به تهران برسد. من خرافاتی نیستم اما پدرم نیز این داستان را سالها قبل از اینکه در بایگانی به آن برخورد کنم تعریف کرده بود.[۱۰]

تبارنامه[ویرایش]

سردار معصوم بگ کریمی از طرف پدر به خاندان پادشاهی زند منصوب است.به طوریکه پدرش نقی بگ فرزند بهرام بگ فرزند کریم بگ فرزند نقی بگ فرزند جعفرقلی خان فرزند جعفر خان فرزند شیخ ویس خان فرزند علیمراد خان زند یکی از پادشاهان زندیه است.
همچنین گفته میشود دختر خانقلی خان زند نوه دختری کریم خان زند و همسر جعفرخان زند جد سردار معصوم بگ کریمی میباشد. بعد ها شهرت خانوادگی فرزندان کریم بگ نوه جعفرقلی خان زند به زند کریمی تغییر یافته و در مرحله بعد به کریمی تبدیل میشود.
واما از تبارنامه مادر سردار معصوم بگ اطلاعات زیادی در دست نیست اما طبق نقلی که در بین بازماندگان این خانواده مرسوم است او نیز از نوادگان کریم خان زند و از شاخه ابوالفتح خان زند میباشد.

بداق‌خانآغابیگمایناق‌خان
خدامرادخانامرالله‌خانآغابیگماسکندرخانزکی‌خانکریم‌خان
فرمانروایی ۱۱۲۹ تا ۱۱۵۸ خورشیدی
صادق‌خان
فرمانروایی ۱۱۵۸ تا ۱۱۶۰ خورشیدی
صیدمرادخان
فرمانروایی ۱۱۶۷ تا ۱۱۶۸ خورشیدی
علیمرادخان
فرمانروایی ۱۱۶۱ تا ۱۱۶۴ خورشیدی
ابوالفتح‌خان
فرمانروایی ۱۱۵۸ خورشیدی
محمدعلی‌خان
فرمانروایی ۱۱۵۸ خورشیدی
جعفرخان
فرمانروایی ۱۱۶۴ تا ۱۱۶۷ خورشیدی
عبدالله‌خان
شیخ‌ویس‌خانلطفعلی‌خان
فرمانروایی ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی

مرگ[ویرایش]

سردار معصوم بگ کریمی بالاوند پس از آزادی از بند ظلم و استبداد در حالی که سنش بیش از ۸۰ سال بود با کوله باری از خاطره از هم بندی هایش و رنج کشته شدن دوست و هم سلولی اش سردار اسعد بختیاری به دست زندانبانان قصرقجر به زادگاهش بازگشت و در همان بدو ورود مورد استقبال روشنفکران و بزرگان کرمانشاه قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در سن ۱۱۳ سالگی در شهر کرمانشاه درگذشت.[۷]

مدفن[ویرایش]

آرامگاه او در گورستان تاریخی وادی السلام قم در فاصله چند متری از آرامگاه نواب صفوی قرار دارد.سالها بعد در سال ۱۳۸۴ فرزندش محمود بگ کریمی نیز در گذشت و در همان قبر به خاک سپرده شد.

در آثار[ویرایش]

در آرشیو تکیه معاون الملک کرمانشاه عکس‌هایی از او به همراه بزرگان منطقه نگهداری می‌شود. همچنین در کتاب:

  • یوسفی، فرشید (۱۳۹۱). زندگی‌نامه بزرگان کرمانشاه از سده اول تا سیزدهم. کرمانشاه: نشر باغ نی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۰۱۳-۱۰-۷.صفحه پودمان:Citation/CS1/fa/styles.css محتوایی ندارد.
    در صفحه‌های ۴۶۲ و ۴۶۳ بخشی از زندگینامه وی منتشر شده و گفتنی است که در کتاب‌های ۵۳ نفر اثر بزرگ علوی و خاطرات سیاسی دکترانور خامه ای نیز به زوایایی از زندگی او در زندان اشاره شده‌است.

همچنین عباسعلی آقایی شاعر لک زبان، برای بزرگداشت او شعر زیر را سروده‌است:

صفحه الگو:شعر/styles.css محتوایی ندارد.صفحه الگو:نستعلیق/styles.css محتوایی ندارد.

ڤه نام له‌کستان ئێسمش مه‌شهۆر بیهه‌م سه‌ردارله‌ک بی، والی ده‌ستور بی
ئه نام سه‌رداره‌ڵ ڤه‌دینم ته‌ک بیسخاوه‌ت مه‌رد بی سه‌ردار له‌ک بی
(سه‌ردار مه‌سۊم به‌گ) مه‌ردم جه‌مع کردن چۊبه‌زم سورهمه‌ر خۋه‌ڕ نێرین سه‌ردار بگیره
سه‌رهه‌نگی هه‌تیه ئه شه‌هر دزفیل ڤه‌سوز مه‌پرسه مه‌بیریته‌دیڵ
ئه‌ره‌زندان قه‌سڕقه‌جه‌ره‌پابنیه‌وه‌ڕ سه‌ردار، مه‌ترسه‌شێر دلاوه‌ر
هام به‌ند ئه‌سعه‌دێ ئیڵ به‌ختیاری ئه‌ه که‌وت پیاکه‌م شێر شکاری

منابع[ویرایش]

  • جعفر قلی سردار بهادر، خاطرات سردار اسعد بختیاری، به کوشش ایرج افشار، چاپ دوم تهران:اساطیر، ۱۳۷۸
  • فرشید یوسفی، زندگینامه بزرگان کرمانشاه، کرمانشاه: نشر باغ نی، ۱۳۹۱
  • بزرگ علوی، ۵۳نفر، تهران:۱۳۶۸
  • انور خامه ای، خاطرات سیاسی دکتر انور خامه ای، تهران:۱۳۷۱


This article "سردار معصوم بگ کریمی بالاوند" is from Wikipedia. The list of its authors can be seen in its historical and/or the page Edithistory:سردار معصوم بگ کریمی بالاوند. Articles copied from Draft Namespace on Wikipedia could be seen on the Draft Namespace of Wikipedia and not main one.

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ رادیو اینترنتی ادبی۱۹ ، قسمت هفتم ، بیوگرافی بزرگان کورد
  2.   زندگینامه بزرگان کرمانشاه، فرشید یوسفی، ص۴۶۲
  3.   گرد کرد، اردشیر کشاورز، ص۳۴
  4. تاریخ جنبش های کردستان، علاالدین سجادی، رئوف کریمی، انتشارات کردستان
  5. معجزی- همان، پیشین، ص۴۸۱٫
  6. شورش سالار الدوله و نقش ایل کلهر ، نادر پروین
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ زندگینامه بزرگان کرمانشاه، فرشید یوسفی، ص۴۶۳
  8. ۵۳ نفر، بزرگ علوی، ص۱۸۹
  9. خاطرات سیاسی دکتر انور خامه ای، دکتر انور خامه ای، انتشارات هفته 
  10. https://www.instagram.com/p/BHHsBkxhUxo/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=lqhh68wedzx6

Farm-Fresh comment add.png You have to Sign in or create an account to comment this article !<comment-streams/>